نوشته هایی برای خودم

دلواپس نخواندن تو هستم

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن*

 

دیشب باز هم آمدی سراغم در خواب...چرخکی زدی..به گمانم عروسی بود جایی شلوغ در خانه ای قدیمی کاهگلی ..من تو را خوب نمیدیدم......صدای باران را میشنیدم...اما من در خواب دلم گرفته بود و سیل اشک مرا میبرد...  یادم رفت بگویمت چقدر میخواهمت...یادم رفت بغلت کنم.یادم رفت بگویم از جان بریدن آسان است ولی از دوستان جانی مشکل...اینبار تو را در رویا خواهم دید خواهمت گفت  کی رنج این درد در پوشالی زمان گم خواهد شد...

*از دوستان جانی مشکل توان بریدن- حافظ

 

به کابوسهای شبانه 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 15:11  توسط   | 

قسم به مهر

متحیرم چرا لحظات گاهی عجیب اند و کشدار

جنس فولاد گونه ای بخود میگیرند

دعایم دعای سیاووش است در این لحظات که آتشی را از سر گذراند...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 22:50  توسط   | 

عاشقانه ای برای سپیدی مو

تارهای سپید زیادی در سر دارم،
اما یکی سپیدتر است،
دگردیسی بیشتری داشته تا خودر ا نشان دهد
من آن را بیشتر دوست می دارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت 17:30  توسط   | 

باقی نمیتوان گفت الا به غمگساران

دخترکم: وابستگی را در پشت درهای مدرسه ، میان بوته های خرزهره ی صورتی وحشی به کناری میگذارم تا نخستین قدمها را به سوی تغییر جهان خود آغاز کنی...باید دل کند و رفت که هرگز رشد بی رفتن معنا پیدا نمی کند که بی پیکار و بی تلاش هرگز مباد! تنها نترس...من همین جا در جایی نه چندان دور به انتظار آغوشت خواهم نشست...به امید فتح قله های سپید انسانیت...ایمانم بدرقه ی راهت! اولین ورودت را به دنیای جدید جشن میگیرم...

 

"تکه های سفالین مادرانه هایم"- تهران- سی و یکم شهریور ماه سنه نود و سه خورشیدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت 17:24  توسط   | 

چقدر الان له ام، رمق ندارم،چند روز نخوابیدم، باید بنویسم ، دیشب ماه نبود، ماه رفت همه جا تاریک بود، تا خوابیدم بیدار شدم، راه رفتم ، چرخی زدم ، سرک کشیدم تو یخچال، آب خوردم، دوباره راه رفتم ، نشستم کنار تاریکی پنجره، صدای جاروی رفتگر می اومد، نگاه کردم تو خیابون ندیدمش، هیچ وقت ندیدمش چه شکلیه!، صدای خروس می اومد از تو دل تهران، نمیدونم کدوم همسایه داشت، هوا روشن شد، باز راه رفتم، نسیم وزید، باد از کوچه عبور کرد، صبح شد و روزی دیگر، بی ماه آغاز شد...

"نواهای من"- تهران شهریور 93

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 17:34  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر