نوشته هایی برای خودم

دلواپس نخواندن تو هستم

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 16:12  توسط   | 

ابدیت

من اما ممنونم ازتو ؛

که ماه را در انگشتانم نشاندی

ستاره های کهکشان را در چشمانم  جاری ساختی

و از ظلمات شب برایم ترانه.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مرداد 1393ساعت 17:46  توسط   | 

معبودا

به دلیل پیاده رو ی های مکرر در آفتاب داغ تیرماه در این شهر گرما زده ی بی نفس "آفتاب پرست " گشتم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 17:52  توسط   | 

اخگر

بعضی از واقعیتها را تجربه نکردم;

اینکه از درونم,

تهی از شکوه تو باشم.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت 14:12  توسط   | 

او یک پرستو بود

چه در تنهایی عمیقی فرو رفته ام در این شهر,

بی حضورت دلتنگی غریبانه ای بر دوش می کشم,

پرستوی مسافر من که رهسپار سرزمین خورشیدی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 20:40  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر