نامه 1-
پسرک!
الان که به یاد تو افتادم روی صندلی نشسته ام و در خنکای مطبوع کولر مشغول نوشتن این نامه هستم...تازه از سفر برگشته ام ...صدای کولر ممتدست و طولانی ومن اصلا متوجه تق تق صدای تایپم نمیشوم ...خانم همسایه روبرویی مشغول اب دادن شمعدانی های قرمز و سفید است عجب خانم خوشرویی است با دیدن شمعدانی هایش روح تازه ای در چهره اش نمایان می شود....
آه !صدای ویراژ موتورها تمرکزم را برهم میزند... ولی باید علی رغم خستگی 12 روز ه ام برایت مینوشتم
دیشب خواب ترا دیدم باور کن حقیقت دارد تو در خوابم بودی یک پسرک کوچک و دوست داشتنی با موهای مشکی و چشمان نافذ...رفته بودی بالای دیوار ... صدای همهمه ای می آمد طوفانی دیگر برمی خاست و صدای نوحه و ضجه را باهم در می امیزید... صدای نوحه و ضجه را آه با خود برد... ولی تو همچنان صبور بر بلندای دیوار ایستاده بودی ...نیروی عظیمی ترا معلق بین زمین و دیوار نگه می داشت... همچنان نگاه می کردی به روبرویت نمی دانم چه کسی بود که اینگونه مسحور و مست غرق در تماشایش بودی... شاید ساعتی بدین گونه تاب آوردی ... تو برای من تداعی کننده رستمی دیگری بودی ... فراموش کردم پدرت هم رستمی بود برای خودش...برای مردمان این دیار... صدای ضجه ها به اوج می رسد چه بی تاب بودند... حقیقت داشت آن صحنه ای که تو دیدی حقیقت داشت ...خواهرک بی تابت را می نگریستی مگر قلب کوچک او چقدر توان این را داشت در برابر آزمایش الهی و تو همچنان با چشمانت مراقبش بودی... از بلندای دیوار بر روی زمین فرود می ایی دست در دستان خواهرت می نهی و قدم به قدم او را تا به خانه همراهی می کنی....
در طول سفر مدام به تو فکر می کنم و آهی از دلم بیرون می اید، قطره اشکی می شود که برگونه هایم جاری شده... بر روی شیشه ماشین خاک خورده و کویر زده نام ترا می نویسم: معین... و بعد پاک می کنم!
از حواب بیدار میشوم حضور تو مرا تا صبح بیدار نگه می دارد چشمان سیاهت سخت در ذهنم حک می شود برایت متاسفم که نمی توانم کاری انجام بدهم ولی قول می دهم همیشه مراقبت باشم !
منتظر بزرگ شدنت می مانم پهلوان! رستم زمان!
پ.ن. معین پسر کوچکی است که با شانه های ظریف اش سنگینی نبود پدر را در سالهای اینده بر دوشش خواهد کشید!
پ.ن.* شعر از گلاره چگینی
*آرام بگير
قول مي دهم
در يكي از همين شعرها
انتقام ت را
از جاده اي كه درد مي كشد و
راهي كه
نرسيدن تو بود
بگيرم .


هفت آسمان را بردرم ، وز هفت دريا بگذرم