دلم تنگه خدایا!*
پ.ن.1.آواز های سرزمین مادری: دلم تنگه خدایا...مگه از شیشه و سنگه خدایا...دلم میخواهد دورتر شم ...هی از چین و ماچین دور تر شم...بره سه روزه رفته....سی روزه حالا...زمستون رفته و نوروز حالا!
پ.ن.2. در گیر روزمرگی شدن هم زیباست...همین کار کردن، دیدن یک دوست، قدم زدن در پارک، بازی با دخترک، تار زدن، فک کردنهای بی حساب، ساعت 4 صبح بیدارشدن و به فکر فرو رفتن...لذت خوردن نسیم صبحگاهی به تن، قبل رفتن به سرکار؛ گلها را آب دادن با ریتم تند و عوض کردن آب تنگ ماهی، چه کنم دیگر! قدرت پروازم همین اندازه است...بالهایی که رشد نکرده و نبالیده...
پ.ن.3. خوب نیستم!لطفا نگران نباش!
هفت آسمان را بردرم ، وز هفت دريا بگذرم