گریستن بی دلیل (دوست دارم در خلوت خود ساعتها گریه کنم و کسی نبیند) - خواندن کتاب در ساعت 4 صبح تا طلوع آفتاب.(لذت بخش)  نماز خواندن با لباس سفید (بندرت اتفاق می افتد) - سوپرایز شدن (بندرت اتفاق می افتد، هنوز کسی این قسمت مهم و ناشناخته ی مرا کشف نکرده است ، عقده ای شدم ) فکرهایی که فکر میکنم من مقصرم ( آزار دهنده هست). صدای فلوت (تسکین دهنده ی روح)-خوردن برنج سفید با ماست( حس نوستالژیکی دارد)- حساب بانکی پر از پول(خوشحالم می کند)-  اتاق بدون پنجره( کمی دلگیر است). گفتن جمله ی دوستت دارم( زیاد استفاده ی میکنم )- احوالپرسی بی دلیل از اطرافیانم  مخصوصا آنهایی که سالها دور شده اند( حس قشنگی  دارد)-  بودن توالت در حمام( مطلقا بدم می آید)- دیدن  صحنه ی دلخراش آزار دادن کودک معصوم و  بی پناه توسط والدین (خشونت روحم را می خراشد) .تست و پختن انواع غذاهای ملل( تفریحی مفرح برای روزهای تعطیل)- سکوت و مراقبه و مکاشفه(راهی برای خودشناسی )-  گربه ی که به چشمان زل میزند (نگاهش معذب می شوم) - هدیه دادن و گرفتن ( بی نهایت خرسندم)- هنری بودن ( درگیری با انواع رنگها  بی نهایت نوازش دهنده هست)- خوردن چای عصرانه  درکنار بهترینهای زندگی( التیام دهنده ی خستگی روزانه) - بافتن موهای دخترک ( حس مادری ام را تلطیف می کند). مثل کوه بودن  ثابت و استوار برای نزدیکانم  ( قبلا فکر میکردم در نقش ناجی هستم. ولی نگرشم نسبت به خودم عوض شده این کار را از صمیم قلب انجام میدهم)-

( ادامه دارد)